چرخیدن به پهلو
عزیز دور دونه ام یکی یه دونه ام چراغ خونه ام سلاممممممم
امروز ماشاا... سحرخیز شده بودی چون تا بابای رفت جنابعالی هم بیدار شدی و شروع کردی
به نق زدن وگریه کردن
ولی وقتی بغلت میکردم ناقلا از گریه اینا خبری نبود
خلاصه
موقع نماز ظهر آرومتر شدی بخاطر همین گذاشتمت زمین که برم وضو بگیرم وقتی که برگشتم
دیدم خودت به پهلوی راستت شدی وخیلی بامزه وبا اشتهای زیاد داری انگشتهای مشت
کردت رو میخوری این یه عادتی که جدیدا یاد گرفتی
من دارم در هر دست پنج انگشت دستم را میبندم این شد مشت
مشتم راوا کردم این شدکف انگشت هاایستادنددر یک صف
هرپنج تا انگشت یک دستند گوناگون مانند ما هستن



مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


چرخیدن به پهلو
